۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه

علم و دانش مایه عزت و هدایت هر ملت است


شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های جمعه این هفته با اشاره به بازگشایی همزمان حوزه های علمیه و مدارس و دانشگاهها ضمن اینکه علم دین را مایه روشنی و هدایت جامعه خواند، وجود هر دو نوع علم را حیاتی دانست و خطاب به حاضران گفت: فرزندانتان را تشویق به تحصیل کنید و از سرنوشت آنها غافل نباشید و آنان را یاری و تقویت نمایید تا تخصص کسب کرده و به مدارج عالی علمی دست یابند و نگذارید که ترک تحصیل نموده و از این فضیلت محروم شوند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان همچنین با گرامیداشت هفته دفاع مقدس این هفته را یادآور خاطرات هشت سال استقامت در مقابل دشمنان انقلاب و میهن دانست و خاطرنشان کرد: ملت ایران در این هشت سال توانست فتنه های دشمنان را که برای نابودی انقلاب نقشه کشیده بودند نقش بر آب کنند و با تقدیم شهیدان جان برکف توانستند استقلال میهن و ارزش های انقلاب را حفظ نمایند. ملت در کنار نیروهای مسلح با همبستگی و انسجام این عزت و سربلندی را نگه داشتند. ما خاطرات شهدا، رزمندگان و همه کسانی که از تمامیت ارضی کشورمان دفاع کرده اند را گرامی می داریم و برای همه دعای خیر می کنیم.

مولانا عبدالحمید امام جمعه اهلسنت زاهدان در قسمت اول خطبه های اولین جمعه بعد از ماه مبارک رمضان، با تلاوت آیاتی از قرآن کریم به بیان اوصاف بهشت و جهنم پرداخت و عمر عزیز را بهترین فرصت برای پند گرفتن و نجات از عذابهای سخت جهنم دانست و گفت: بهشت منتهای تمام لذتها و خوشبختی هاست و بهترین و بزرگترین سعادتها و کامیابی ها در آنجاست، و در مقابل، جهنم بدترین عذابها و سخت ترین مجازات و مجموعه همه بدبختی ها و ناکامی هاست.
الله تعالی می فرماید: «وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذَابِهَا كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ . وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ».
الله تعالی بعد از اینکه احوال اهل بهشت را بیان می فرماید، به بیان عذابهای سخت اهل جهنم می پردازد و می فرماید: کسانی که کفر ورزیده اند در آتش جهنم هستند، آنها در این عذاب هستند، نه می میرند تا از عذاب خلاص شوند و نه عذابشان کم می شود، جهنمیان فریاد می زنند و می گویند: پروردگارا! ما را از جهنم بیرون کن و به دنیا ببر تا عمل صالح انجام دهیم. الله تعالی می فرماید: من شما را در دنیا مهلت دادم، عمرهای دراز و طولانی دادم تا تفکر و تعقل کنید، اما شما بی توجه و غافل بودید، پیامبران بیم دهنده فرستلدیم تا شما را از عذاب آخرت بیم دهند اما شما پند نگرفتید. امروز روز مهلت نیست، شما بر خویشتن ظلم کردید و برای فردایتان هیچ فکری نکردید.
مولانا عبدالحیمد ادامه داد: دنیا محل اندیشه و تعقل و بیم از آخرت است. فرصت عمر، فرصت لذت پرستی و خوشگذارانی نیست بلکه فرصت آمادگی برای آخرت است. زندگی دنیا برای بندگی الله است و کسانی که در دنیا غرق مادیات و دلداده آن باشند و هدف خلقت را فراموش کرده و به جای ثواب به گناه مبتلا شوند و به جای فرمانبرداری از خدا و پیامبران الهی و کتابهای آسمانی، فرمان شیطان و نفس و مادیت را انجام دهند روانه جهنم خواهند شد و به عذابهای اخروی دچار خواهند شد. اینها کسانی هستند که در دنیا فقط پول و مال را می شناسند و بالاخره در جهنم می سوزند و آن زمان است که فریاد می زنند و دعا می کنند که خدایا ما را به دنیا بازگردان تا عمل نیک انجام دهیم. الله تعالی به آنها می فرماید: به شما عمر دادم، چرا پند نگرفتید؟ چرا به پیشوایان دینی و بیم دهندگان ما توجه نکردید؟، امروز بچشید عذاب خدا را که خودتان بر خویشتن ظلم کردید.
مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در توضیح بیشتر درباره بیم دهندگان الهی گفت: بیم دهنده و واعظ فقط سخنرانی علما در جمعه و مراسم های خاص نیست. موی سفید سر و صورت بیم دهنده است. کسانی که پیر شده اند در واقع وقت بازنشستگی است، بهترین عبادت در جوانی است. امروزه بسیاری از بازنشستگان به کارها و شغل های جدید مشغول می شوند و بسیاری هم هستند که هنوز به یاد قبر و آخرت نمی افتند، در حالی که حالا دیگر باید کاملا غفلت را کنار گذاشته و به عبادت خدا مشغول باشند.
ایشان اضافه کرد: بیم دهنده ها بسیارند، هر حادثه ای که در زندگی پیش می آید نذیر و بیم دهنده است، دیدار قبرستان که می گوید فلانی این جایگاه فردای توست، خود نوعی بیم دهنده است. همچنین دیدن جنازه و یا به تعزیه کسی رفتن نذیر و بیم دهنده است، تصادفات و مشکلات و گرفتاری های دیگران همه برای ما دعوت به فکر و درس عبرت هستند.
ما باید از وضعیت گرفتار شدگان درس بگیریم تا گرفتار نشویم. از لقمان حکیم پرسیدند: ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان. ما باید از سرنوشت بی ادبان تاریخ درس بگیریم، از فرعون و هامان و قوم عاد و ثمود درس عبرت بگیریم. در زمانه خودمان بیندیشیم و فکر کنیم چرا فلان جا حادثه زلزله رخ داد؟ چرا بلاهای آسمانی بر سر فلان ملت فرود آمد؟! از سرنوشت حاکمان و پادشاهان زمان خویش درس بگیریم. صدام چه کرد تا سرنوشتش آنگونه شد؟
الله تعالی می فرماید: ما در آفاق دنیا و در وجود خودتان نشانه هایمان را نشان می دهیم تا حق آشکار شود و شما پند بگیرید. «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتی یتبین لهم أنه الحق».
در حدیث آمده است: مومن، زیرک و هوشیار است، و منافق نادان و نفهم است. زیرا مومن دنبال علت شکستش می گردد و همواره استغفار و توبه می کند. پیامبران الهی همه توبه و استغفار کردند؛ حضرت آدم علیه السلام احساس گناه کرد و فریاد توبه و اسغفار را بلند کرد و با ندای «ربنا ظلمنا أنفسنا و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین» به خدا برگشت. حضرت یونس علیه السلام در شکم ماهی به دعا و استغفار پرداخت و فریاد زد: «لا إله إلا أنت سبحانک إنی کنت من الظالیمن».
حضرت ایوب علیه السلام با تحمل سختی و مصیبتها به فریاد و دعا دست بلند کرده و می گفت: «ربّ أنی مسنی الضرّ و أنت أرحم الراحمین». از این پیامبران مقرب الهی چه کسی بالاتر است؟ ما همه مستحق تر از آنان به توبه و استفغار و طلب آمرزش و بخشش الهی هستیم.
برادران عزیز! تنها راه رفع مصیبت و بلا و آفات و هر نوع گرفتاری و غم و اندوه توسل به الله و گریه و زاری نزد الله تعالی و استغفار از گناهان است. مومن همیشه هوشیاراست و هنگام گرفتاری به سوی خدا متوجه می شود، اما منافق مانند دیوار و سنگ و کلوخ بی احساس است و خود را بی گناه می داند و بدون توبه می میرد و اصلاح نمی شود و در تنیجه به عذاب سخت الهی گرفتار می شود.

هیچ نظری موجود نیست: